عاشقانه
زیبایم تویی محبوبم تویی نازنینم تویی بهترینم تویی یگانه ترینم تویی وجودم تویی هستی ام تویی قلبم تویی باوفایم تویی دردم تویی درمانم تویی جانم تویی غرورم تویی مرحمم تویی زندگیم تویی محراب دلم تویی عبادتگاه جانم تویی آسمان عمرم تویی خورشیدم تویی بهار زندگیم تویی عشقم تویی فریادم تویی سرنوشتم تویی آرزویم تویی آرامشم تویی تکیه گاهم تویی قدرتم تویی یاورم تویی همدمم تویی همرازم تویی پناهم تویی داورم تویی نگینم تویی باورم تویی نجاتم تویی نوایم تویی خیالم تویی نیازم تویی فروغم تویی توانم تویی پروازم تویی آسمانم تویی رفیقم تویی پیمانم تویی صنایم تویی نگارم تویی دلدارم تویی دلبرم تویی ناله ام تویی دیده ام تویی گریه ام تویی خنده ام تویی ستاره ام تویی شرابم تویی بیا که من . . . به مهربانیت به آرامشت به وفایت به غرورت به بهارت به قدرتت به یاد رویت به فروغت به خنده ات به همرازیت به همدردیت از همه محتاج ترم . . . بیا و آغوش گرمت را برای همیشه برای آرامشم باز کن تو را چون نقش دريا دوست دارم عشق را عاشق معني ميکند خيالتـــان راحت ! جايي همين نزديكيهــــا
به سفـــــر رفته ام ، خوب ميشود گـــــاهي از زندگي هم مرخصي گرفت
؛ گاهي آنقدر مردم
اينجـــا تازيانه ات مي زنند ، كه بهتر است خودت را به
مرگ بزني ؛ بروي و كنار آنهــــا
كه خوابيده اند آرام ، خودت را به خــــواب
بزني ؛ گاهي آغوش خـــاك چقدر
مي چسبد !! نه ســــرد است ... نه گنــــاه !!! خيالتـــــان راحت ! به سفر مي روم
چنـــــدي ، ديگر وقتي دلتنگم ، مهمـــــان سرزده مزاحم
نيستم !! ديگر وقتي دلم بگيرد ، به آغوش خاك مي برم
پناه ، نه پس مي زند روزي ، نه سرد مي شود ، نه گناه !!! من ، تـو ، او ، نازنينم
! تقصير
تو نيست ، از
ابتداي زندگي "تو "
ميان " من " و " او " سردرگم
آفريده شده بودي ! دلم گرفته است،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی
تک درختی در کویر گرفته است … دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در
ملکوت دور افق گم می شود … به اندازه ی جامی سرشار از سرخی و سیاهی مرگ … نمی دانم بوی شوقی که از نفس های غمناک این شب به
جان می رسد از کرانه های وصال توست یا از نرگس های مستی که بر کنار جاده
انتظار روییده اند؟ دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است… دلم می خواهد دفتر دلتنگیم را باز کنم و از شب
سرد و ساکتم،حرفها بگویم . دلم می خواهد همه بدانند که اهنگ عبور را با تمام
وجود احساس می کنم و اشک های بدرقه گر عزیزم را سرازیر می کنم . چه بگویم از هزاران امید سبزی که در خانه ی دلم
ویران می شوند ؟؟ چه بگویم از شب های منحوسی که سپید خاموش را
فریاد می زنند ؟؟!! بال هایم می سوزند،بال های بی عروجم.بال هایی که
در قفس مانده اند و از پشت میله ها فغان سر می دهند . چه کنم ؟؟ میان کوچه های شب منم همپا… منم تصویر تنهایی…
منم دلتنگ شب … دلم برای سکوت
شب همیشه تنگ است …و اینها بهانه
ایست دلم بیش از همه برای تو تنگ است …. مرا به یاد بیاور. مرا از یاد مبر. که انعکاس
صدایم درون شب جاری است … سوگند سوگند ميخورم به اين لحظه زيبا و پر از عشق كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی نام تو باشد و عشق تو باشد عزيزم آمدی در قلبم چه زيبا هم آمدی ، آمدی و مرا ديوانه و عاشق خودت كردی پس : نه مجنون باشم و نه فرهاد سوگند ميخورم كه اينك كه عاشق شدم با آرامش با تو باشم سوگند ميخورم كه تنها نام مقدس تو را بر
زبان بياورم ..! به اين نام زيبايت قسم كه در اين سفر دشوار دستانت را رها نكنم و تو را هر چه به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ای و از
خدای خويش آرزوی مرا داری قسم ، كه به خاطر تو تمام سختی ها و مشكلات را
تحمل كنم و به خاطر تو سالها انتظار به آن اشكهای مقدست قسم ، به آن اشكهايی كه روی گونه های نازنينت
سرازير و كاری نكنم كه دلت به درد بيايد و چشمانت
خيس شود ..! عزيزم اينك دستانت را به من بده و
بگذار دستانت را محكم و با تمام وجودم بفشارم و سوگند خويش را برايت ياد
كنم سکوت، صدای گام هایم را باز پس می دهد
با شب خلوت به خانه می روم . .
صدای گام های سکوت را می شنوم
خلوت ها از با همی سگ ها بهترند ... . .
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانه ام آمد سکوت
سرزنشم داد
و سکوت ساکت بود سرانجام ... . . ...
نمی دانم چرا شاید
برای آنکه این دنیا بزرگ است
و دور است و کور است
دروغ است و غریب است ... به تو اندیشیدن سکوت من است عزیزترین ،
طولانی ترین و طوفانی ترین سکوت تو در درونم هستی تکرار میشوی
هر لحظه
آنچنان عمیق . . تو را ملکوت
آسمانت ...
و مهبط رنج و خسرانت را دوست
می دارم
آنکه گه گاه خاکستری می کند آسمانت را ... عشق در لحظه پدید می آید، دوست داشتن در
امتداد زمان . عشق معیارها را در هم می ریزد ، دوست
داشتن بر پایه معیارها بنا میشود. عشق ویران کردن خویش است و دوست داشتن
ساختنی عظیم . عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد،
دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد . عشق قانون نمی شناسد ، عشق فوران می کند چون آتشفشان و شره می
کند چون آبشاری عظیم ، دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه بر بستری با شیب نرم . عشق ، دق الباب نمی کند ، حرف شنو نیست ،
درس خوانده نیست ، درویش نیست،حسابگر نیست ، سر به زیر نیست ، مطیع نیست ، دیوار را باور نمی کند ، کوه را باور نمی کند ، گرداب را
باور نمی کند ، *عشق موجی است بی دریا *عشق افسانه ای است گنگ *عشق سوختن وخاکستر شدن است. دوست داشتن برتر از عشق است... می خوام عکسمو به عنوان یادگاری بهت بدم زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود . (احمد شاملو) مجموعه اس ام اس عشقولانه جديد مجموعه اس اس ام شعر عاشقانه برگفته از اشعار شاعران معروف براي ارسال به دوستانتان اماده گرديده اميد است مورد رضايت شما قرار گيرد توی زندگیت هرگز اخم نکن، چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه اس ام اس عاشقانه,اس ام اس عشقولانه,اس ام اس رومانتيك,اس ام اس لاو,شعر عاشقانه,اشعار فلسفي,شعر اس ام اس اس ام اس عاشقانه,اس ام اس عشقولانه,اس ام اس رومانتيك,اس ام اس لاو,شعر عاشقانه,اشعار فلسفي,شعير اس ام اس یه روزهایی دلم می خواد اونقدر از خودم دور بشم تا به هیچ برسم. کاش تو همه این لحظه های پرپیچ و خم زندگی آدمها می تونستند خودشونو تو دره تنهایی هاشون غرق کنند. غرق نه به اون معنای نیستی تا ابد. شاید به این معنا که اگر هرکس یه کم با خودشو وجدانش خلوت می کرد و درست فکر می کرد شاید دنیا گلستون می شد.اما حیف که این آدمها اونقدر مشغول دغدغه های بی ارزش این وادی شدند که به نظرشون فکر کردن به خیلی چیزها عبث و بی فایده است.کاش یه مجالی پیدا می کردند تا یه کم فکر کنند. همیشه از اینکه بگم چی درسته چی غلطه بدم می اومده. این دفعه هم مثل همیشه قضاوت نمی کنم و از کنارش رد می شم. چرا که خودم رو در مقام قضاوت نمی دونم. گرچه خوب می دونم که گذر من از کنار تک تک اتفاق های زندگیم هیچ کمکی به خودم نمی کنه.پس می رم تا شاید فراموش کنم..کاشکی می تونستم خودم رو از این برزخ نجات بدم.برزخی که هیچ وقت نمی خواد راه رو برام روشن کنه و غرق تاریکی مبهم خودش روز به روز دیوارهای تنگ و تاریکش رو بهم هدیه می ده. دلم می خواست زندگی با من مهربون تر بود و معنای عمیقش رو بهم می فهمموند تا عاشقانه تر زندگی می کردم.. امروز بارون هم به ترحم می باره، کاش بغض من هم می ترکید. اما مثل همیشه گرفته و میلی برای باز شدن نداره.
مرا
رسوا و شیدا میکنی، دل؟
تو خود را با همه شیرین زبانی
درون سینه ها
می کنی ،دل
جوانی پر زده در نقش یوسف
هوای آن ذلیخا میکنی ،دل
تو
بازیگوش هستی ،بچه هستی
که پا در کفش بابا میکنی ،دل؟
بیا دیگر ندارم
تاب دوری
چرا این پا و آن پا می کنی دل؟
بیا«لطفی» چو «بیدل» مانده
تنها
چرا امروز و فردا می کنی
تو
را چون عطر پاک گلها دوست دارم
منم چون ماهي افتاده
در خاک
تو را مانند دريا دوست دارم
بخند
اي غنچه گلزار هستي
که من خنديدنت را دوست دارم
به
باغ خاطره اي لاله سرخ
تو را تنهاي تنها دوست دارم


سوگند ميخورم كه با تو بمانم ،
بمانم و عاشق هم بمانم ،
تنها خود
خودم باشم ...
بدون هيچ دغدغه
و يا دلهره و يا ترسی از عشق ..!
زودتر به
سرزمين عشاق برسانم
بكشم تا
روزی به تو برسم و تو را در آغوش بگيرم .
شده است قسم كه هيچگاه حرفی نزنم كه قلبت شكسته شود

دوست داشتن،
اوج احترام به مجموعه ای ازقوانین طبیعی است .
زخم دهان باز کرده را باور نمی کند ،مرگ را باور نمی
کند؛
و در آخر سربازی نرفته نیست؛ دشمن هم نیست .
*عشق
لطفی است بی معنا
پرنده
را دوست دارم نه در قفس
عشق را دوست دارم نه برای هوس
تو
را دوست دارم تا آخرین نفس!!!
فقط یه شرط داره: وقتی بهش نگاه می کنی با چاقوی تیز پرتقال نخوری
آرزو میکنم بعد خواهت سالی با 7 سینه سل, سرطان, سرخک, سیه سرفه, سردرد,
سرگیجه, و سرسام همراه داشته باشند!!!
سال نو مبارک . . .
-----------------------------
کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.
-----------------------------
در کوچه های عشق دنبال تو می گشتم / حقیقت شب بود ترسیدم و برگشتم!
-----------------------------
شرط دل دادن ٬ دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نه در رفتن حرکت بود ، نه در ماندن سکون ، شاخه ها را از ریشه جدایی نبود ، و باد سخن چین با برگ ها رازی چنان نگفت که به شاید ، دوشیزه عشق من مادری بیگانه است ، و ستاره پر شتاب بر مداری معیوس جاودانه می گردد . (احمد شاملو)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام خفت دهندگان را نمی خواستم و خفت کشندگان را ، می خواستم نام تو را بدانم ، و تنها نامی که می خواستم و ندانستم . (احمد شاملو)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی وقتی قشنگه که در کتاب قانون آن اصل معرفت ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در زندگی مشو مدیون احساس کسی ، تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی ، زندگی دفتری از خاطره هاست ، یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ، یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسر سختی هاست ، چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ، ما همه همسفریم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم، تمومى نداره... تا آخر عمر بدهکار مهربونیاتم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام. هوا داره سرد می شه...
مواظب باش کسی ازسردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز سرد وقتی دنبال جایی برای قایم شدن می گشتم نتوانستم جایی گرمتر از قلبت پیدا کنم... فراموشم نکن بیرون خیلی سرده.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه نصیحت: مواظب خودت باش.
یه خواهش:هیچ وقت عوض نشو.
یه آرزو: فراموشم نکن.
یه دروغ: دیگه دوستت ندارم.
یه حقیقت: دلم برات تنگ شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انواع چیپس چیتوز:
۱- ساده مثل دلت
۲- نمکی مثل اشکات
۳- سرکه ای مثل حرفات
۴- فلفلی مثل چشمات
۵- گوجه ای مثل لبهات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلامی به گرمی آش رشته، که روش با پیازداغ نوشته:
"دوست دارم فرشته"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وفا را از ماهی بیاموز که وقتی از آب جداست می میرد، نه از زنبور که وقتی از گلی خسته می شود سراغ گلی دیگر می رود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ازدلم پرسیدم عشق راخلاصه کن، گفت: آغازکسى باش که پایان توباشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازی روزگار را نمی فهمم، من تورا دوست دارم، تو دیگرى را، دیگرى مرا، و همه ما تنهاییم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غربت را نباید درالفبای شهرغریب جستجو کرد. همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد، تو غریبی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای درست در نقطه آغاز هستی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتظار سخت است، فراموش کردن هم سخت است. اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فاصله بین داشتن و نداشتن صرف فعل خواستن است.


فرياد بكش ،كه زندگی رفت به گور
گفتا كه خموش ! تا كه زندانی زور
بهتر شنود ، ندای تاريخ ز دور
بستم ز سخن لب ، و فرا دادم گوش
ديدم كه ز بيكران ،دردی خاموش
فرياد زمان ،رميده در قلب سروش
كاي ژنده بتن ، مردن كاشانه به دوش
بس بود هر آنچه زور بي مسلك پست
در دامن اين تيره شب مرده پرست
با فقر سياه.... طفل سرمايه ي مست
قلب نفس بيكستان ، كشت ... شكست
دل زنده كنيد تا بميرد ناكام
اين نظم سياه و ... فقر در ظلمت شام
برسر نكشد ، خزيده از بام به بام
خون دل پا برهنگان ، جام به جام
نابود كنيد . يأس را در دل خويش
كاين ظلمت دردگستر ، زار پريش
محكوم به مرگ جاودانی است ... بلي
شب خاك بسر زند ، چو روز آيد پيش
| Design By : Night Skin |


